ما کی هستیم و چه می کنیم
حرکات چیگانگ غاز وحشی از پرواز غازهای مهاجر الهام گرفته شدهاند:
این پرندهی مهاجر نماد خرد، آزادی و حرکت جمعی به سوی نور است؛ همان مفهومی که در عرفان ایرانی با سیمرغ و «هفت شهر عشق» دیده میشود.
در چیگانــگ نمــاد طــب مهــر، مدیریــت و رهبــری، غــاز هــای وحشــی هســتند. ایــن نمــاد در آثــار بــه جــا مانــده از ادبیــات ایــران کهــن، بــه ســی مــرغ برمیگــردد. در ایــران باســتان پــرواز حماســی ســیمرغ عطــار در هفــت شــهر عشــق دیــده شــده اســت. سـیمرغ در هفـت شـهر عشـق عطـار مفاهیـم طلـب، ِسـپاس، توحیـد و وادی عشـق را پشـت سـر میگـذارد و بـه خـود شفابخشـی، بـی نیـازی و خـرد میرسـد. در چیگانـگ نیـز از غازهـای مهاجـر الهـام گرفتـه شـده کــه تحــت رهبــری بــه کمــال میرســند. همانگونــه کــه ســیمرغ، هفــت شــهر عشــق را بایــد پشــت ســر گــذارد، غــاز هــای وحشــی نیــز دارای 7 واقعیــت و حقیقـت هسـتند. یـک شـاعر چینـی گفتـه اسـت: غـاز هــای وحشــی از ســفر بازمیگردنــد، در آن حرکــت گاه بــه قــا لــب نقــش واژه ی مــردم فــرو میرونــد و گاه در قالـب حـس وحـدت فـرو میرونـد. بـرای درک ایـن شــعر بایــد شــناخت محــدودی از نقــش واژه هــای چینــی داشــت. میدانیــم کــه چینــی هــا حــروف الفبــا بلکــه کلمــات را نقــش میکننــد و بــا ترکیــب کلمـات بـا یکدیگـر خـط مشـکلی بـه وجـود آورده انـد؛ کــه البتــه پــر از ارزش معنــوی اســت. نقــش واژه ی مـردم (انسـان) شـبیه عـدد 7 ِ فارسـی اسـت و درسـت همــان حالتــی را تداعــی مــی کنــد کــه غــاز هــای وحشـی در پـرواز هـای دوردسـت بـه خـود میگیرنـد.
امـا هـر گاه غـاز پیشـگام (رهبـر) خسـته میشـود غـاز هـا همـه در یـک مسـیر افقـی قـرار میگیرنـد کـه بـه عــدد 1 چینــی کــه در عیــن حــال معنــای وحــدت را دارد شـبیه اسـت. همیـن شـعر کوتـاه راز بـزرگ ورزش چیگانــگ را در دل خــود پنهــان کــرده اســت. غازهــا نمایشـگر تـاش آن دسـته از انسـان هایـی هسـتند که در مســیر زندگــی خــود آهســته و پیوســته بــه نحــوی خسـتگی ناپذیـر راه میرونـد. تـا آشـیانه کوچکـی بـرای خــود بســازند. امــا ایــن انســان هــا از آنگونــه هســتند کـه هرگـز آشـیانه ی خـود را بـر ویرانـه هـای زندگـی دیگـران بنـا نمیکننـد. بلکـه ایـن را میدانـد کـه شـادی زمانـی معنـی پیـدا میکنـد کـه انسـانها در وحـدت بـا یکدیگـر باشـند. ایـن، تـاش گسـترده ای را نیـاز دارد کــه هماننــد پــرواز غــاز هــای مهاجــر، خســته کننــده و امــا در همــان حــال، شــادی آور اســت. پروازیــدن، فرازیــدن و فروزیــدن؛ رفتــن و رفتــن و در اتحــاد و هماهنگــی مردمــی رفتــن. ایــن بــه معنــای »طریــق یــا Way »اســت، در حالیکــه مفهــوم گســترده آن درِ عرفـان و روحانیـت فرهنـگ ایرانـی بـه میـدان بحـث گذاشــته شــده اســت.